پایش بیولوژیکی محیط کار

تعریف پایش بیولوژیک

پایش، طراحی یکسری فعالیتهای تکراری، منظم و پیشگیرانه به منظور انجام اقدامات اصالحی بوده، که نباید با روشهای تشخیصی اشتباه گرفته شود. واژه پایش بیولوژیک برای اولین بار در سمیناری با عنوان "اندازهگیری و ارزیابی ترکیبات شیمیایی و متابولیتها در بافتها، ترشحات، مدفوع و هوای بازدم، برای ارزیابی مواجهه و ریسک سالمتی در مقایسه 0 با یک مرجع مناسب" که در سال 0951 بهصورت مشترک توسط انجمن اقتصاد اروپا )EEC ،)موسسه ملی بهداشت و ایمنی شغلی 2 )NIOSH )و اداره ایمنی و بهداشت شغلی 3 امریکا )OSHA )در لوکزامبورگ برگزار شد، مطرح گردید. مطابق با تعریف، پایش بیولوژیک سنجش غلظت یک ترکیب شیمیائی یا متابولیتهای آن در ماتریکسهای بیولوژیک بوده و امکان ارزیابی مواجهه کارگران با مواد شیمیایی موجود در محیط کار را از طریق اندازهگیری نشانگرهای مناسب در نمونههای بیولوژیک )شامل ادرار، خون و هوای بازدم( در زمانهای مشخص، فراهم مینماید.

اهداف پایش بیولوژیک

هدف از پایش بیولوژیک، ارزیابی ترکیبات شیمیایی و متابولیتها در بافتها و یا مایعات بدن میباشد.
1.خون : تجزیه خون برای اندازه گیری مواجهات اخیر مناسب است با اینحال، به دلیل ماهیت تهاجمی، استفاده چندانی از این روش نمیشود.
2. ادرار : تجزیه ادرار به منظور تعیین میزان دفع ترکیبات شیمیایی یا متابولیت ها کاربرد گستردهای داشته و اندازه گیری ترکیبات اصلی و یا متابولیت های شناخته شده در ادرار، به عنوان شاخص های بیولوژیکی مواجهه با تعدادی از ترکیبات شیمیایی مانند آرسنیک و آفتکش های ارگانوفسفره از مدتها قبل مورد استفاده قرار گرفته است.
3. مدفوع : هرچند پایش ترکیبات شیمیایی یا متابولیتها از طریق تجزیه مدفوع نیز عملی میباشد، اما در مقایسه با ادرار، دانش نسبتا اندکی در این خصوص وجود دارد.
4. عرق : تجزیه عرق به عنوان یک مایع بیولوژیکی، جهت پایش بیولوژیکی برخی از ترکیبات شیمیایی پتانسیل هایی را دارا بوده، اما استفاده از آن به دلیل آلودگی پوستی بالقوه کارگران در مواجهه، محدود شده است.
5.هوای بازدم : تجزیه هوای بازدم که خصوصا برای پایش مواجهات اخیر با حالل های آلی کاربرد زیادی دارد نیز به دلیل محدودیت های تکنیکی کاربرد گستردهای ندارد.

بنابراین با توجه به اینکه ادرار یک بافت بیولوژیکی ایده آل بوده و جمع آوری آن نیز نسبتا ساده و غیر تهاجمی است، در برنامه های پایش بیولوژیک، اندازه گیری ترکیبات شیمیایی یا متابولیت ها در ادرار بیشتر توصیه شده است .

نقش پایش بیولوژیک در ارزیابی مواجهات شغلی

اصول نمونه برداری و تجزیه آالاینده ها در هوا، صرفا به منظور اندازه گیری و کنترل هوابردهای شیمیایی در محیط های کاری انجام میگیرد. درحالیکه سایر راه های مواجهه مانند جذب پوستی، بلع و مواجهات غیر شغلی در آن لحاظ نشده و شامل اقدامات کنترلی نمیگردد. در واقع پایش بیولوژیک به عنوان روشی برای پر کردن این شکاف و مکملی جهت ارزیابی مواجهه از طریق نمونه برداری هوا بوده و با شناخت به موقع اثرات برگشت پذیر، نقش مهمی در کاهش ریسکهای مؤثر بر سالمت کارگران دارد .

انتشار بنزن و پایش بیولوژیک

از آنجایی که در هر لیتر نفت خام حداقل 4 گرم بنزن وجود دارد، فعالیت های انسانی که در فرایند انها از نفت خام استفاده میشود موجب انتشار بنزن خواهند شد این فعالیت ها شامل فرایند تولید محصولات نفتی ،تولید کک از ذغال سنگ ، تولید تولوئن ، زایلن و سایر ترکیبات آروماتیک و استفاده از این مواد به عنوان محصولات صنعتی و مصرفی و به عنوان یک ماده شیمیایی میانی و به عنوان جزئی از بنزین و روغن های روان کننده و...
وجود مقادیری از بنزن در نفت خام و استفاده گسترده از بنزن به عنوان یک حلال صنعتی موجب مواجهه شغلی افراد و انتشار گسترده محیطی این ماده میشود .

از این رو شرکت بینش ساز سپهر علاوه بر ارائه بهترین خدمات اندازه گیری مواجه فردی با بنزن خدمات پایش بیولوژیکی بنزن را نیز به منظور تعیین میزان جذب بنزن توسط بدن به طور اختصاصی ارائه می دهد .

در ادامه به بررسی بیشتر پایش بیولوژیک بنزن و انواع متابولیت های این ماده در بدن میپردازیم .

پایش بیولوژیک بنزن

پایش بیولوژیکی بنزن در مطالعات زیادی بررسی شده است. روش های اولیه برای پایش بنزن، اندازه گیری متابولیت ادراری، فنل (آزاد یا کنژوگه) و همچنین بنزن در هوای بازدم و خون بوده است .از تعیین "فنل" ادرار به طور سنتی برای نظارت بر میزان بالای مواجهه شغلی با بنزن استفاده می‌شد، اما به دلیل میزان زیاد فنل، در بسیاری از غذاها و متابولیسم اسیدهای آمینه، نمی‌توان از همین روش برای نظارت بر قرار گرفتن در معرض سطح پایین استفاده کرد. بنابراین، شاخص‌های بیولوژیکی جدید برای قرار گرفتن در مواجهه سطوح پایین بنزن مورد نیاز است. مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که "موکونیک اسید" متابولیتی از بنزن است که با کاهش دوز بنزن از طریق ادرار به عنوان متابولیت های بنزن دفع می‌شود. بنابراین، موکونیک اسید ادرار به عنوان یک شاخص برای مقادیر کم قرار گرفتن در مواجهه بنزن به طور بالقوه مفید است. شاخص بیولوژیک برای ترانس-ترانس موکونیک اسید در ادرار μg/g500 کراتینین و برای اس-فنیل مرکاپتوریک اسید در ادرار μg/g25 کراتینین می باشد .[1][2]
حدود 0.11٪ از بنزن جذب شده به عنوان اس-فنیل مرکاپتوریک اسید ادرار در یک نمونه در پایان شیفت دفع می‌شود. ماركر اس-فنیل مرکاپتوریک اسید نسبت به ترانس، ترانس موکونیک اسید ترجیح داده می‌شود، چرا که نگهدارنده‌های غذایی مانند اسید سوربیک كه به طور مكرر استفاده می‌شوند، تداخل مثبت و كنترل نشده‌ای برای ترانس، ترانس موکونیک اسید ایجاد می کنند . حدود 0.12٪ اسید سوربیک جذب شده به ترانس، ترانس موکونیک اسید تبدیل شده و 500 میلی گرم اسید سوربیک، غلظت ترانس، ترانس موکونیک اسید ادرار را 800 میلی گرم در روز افزایش می‌دهد. مصرف رژیم غذایی تشکیل شده از 6 تا 30 میلی گرم اسید سوربیک در روز بین 50-10٪ از ترانس، ترانس موکونیک اسید زمینه در افراد غیر سیگاری و 25-5٪ در افراد سیگاری را تشکیل می‌دهد. وقتی مواد غذایی بدون نگه‌دارنده استفاده می‌شوند، نشانگر ترانس، ترانس موکونیک اسید احتمالاً مناسب است و حساسیت بیشتری نسبت به نشانگر یا شاخص اس-فنیل مرکاپتوریک اسید دارد.[3]

چرا نیاز است دو نمونه ادرار از شرکت کننده گرفته شود؟

1. اگر بیشترین میزان مواجهه در اولین ساعت های شیفت کاری اتفاق افتاده باشد و جمع آوری نمونه در پایان شیفت کاری اتفاق افتاده باشد ، نتایج متابولیت ادرار، قرار گرفتن در معرض را دست کم می گیرد مگر اینکه ادراری اتفاق نیفتاده باشد. همچنین ، قرار گرفتن در معرض نیمه دوم شیفت 8 ساعته ممکن است باعث کاهش قرار گرفتن در معرض مارکرهای ادرار در نیمه عمر بیشتر از 5 ساعت شود ،زیرا زمانی برای متابولیسم یا دفع وجود نداشته است.
2. در حقیقت از آنجا که نیمه عمر SPMA حدود 9 ساعت است ، تا آغاز شیفت بعدی همچنان دفع انجام می شود ( Effect of Benzene Exposure on the Urinary)
3. مطالعات انجام شده بر روی کارگران در معرض غلظت زیاد بنزن نشان می دهد که SPMA ممکن است ظرف 16 ساعت پس از پایان قرار گرفتن در معرض به طور کامل از بین نرود.
4. دانش در مورد از بین بردن SPMA و بنزن در ادرار 16 ساعت پس از پایان قرار گرفتن در معرض شغل در غلظت های پایین بنزن می‌تواند در تجدید نظر در توصیه‌های فعلی که نشان دهنده پایان کار به عنوان بهترین زمان برای جمع آوری نمونه های ادرار برای SPMA و بنزن است ، کمک کند.
SAMPA .5 و بنزن در ابتدای شیفت بعدی به قرار گرفتن در معرض غلظت بنزن کم که فرد در شیفت کاری قبلی متحمل شده ، وابسته هستند.
6. از آنجا که نیمه عمر بیولوژیکی متابولیتهای بنزن معمولاً کوتاه است (کمتر از 12 ساعت) ، زمان نمونه برداری از مواد بیولوژیکی در ارتباط با قرار گرفتن در معرض بسیار مهم است. هنگامی که نظارت بیولوژیکی شامل نمونه برداری و تجزیه و تحلیل ادرار است ، روش های جمع آوری و ابزار بیان نتایج باید استاندارد شود.
7. هنگامی که یک تنوع بزرگ بین فردی و یا "سطح" زیاد پارامتر بیولوژیکی انتخاب شده تفسیر اندازه گیری واحد را دشوار می کند ، گاهی اوقات تجزیه و تحلیل مجموعه مواد بیولوژیکی قبل و بعد از دوره قرار گرفتن در معرض مفید است.
8. کارایی ارگان های بدن نسبت به مواد شیمیایی و توانایی بدن در پاکسازی
9. تعیین میزان مواجهه در طول شیفت
10. کارایی سیستم حفاظت فردی

Bechtold WE, Lucier G, Birnbaum LS, et al. 1991. Muconic acid determinations in urine as a biological exposure index for workers occup

[1]

ationally exposed to benzene. Am Ind Hyg Assoc J 52:473-478

[2]

https://kipdf.com/queue/biological-monitoring_5ac8031a1723ddb53bcbe71c.html

[3]

درخواست آنلاین خدمات